X
تبلیغات
بهاییت شیراز
 
نام کتاب حجم دانلود عکس
1 کتاب پرنس دالگورکی Size: 7,333 KB دانلود بهائیت
2 کتاب بهائیت از ادعا تا واقعیت Size: 1,838 KB دانلود بهائیت
3 کتاب ماجرا های باب و بهاء Size: 21,710 KB
PDF
دانلود بهائیت
4 کتاب خاطرات کینیاز دالگورکی Size: 6,142 KB
PDF
دانلود بهائیت
Size: 147 KB
WORD
دانلود
5 کتاب ماهیت بابیت و بهائیت Size:2,102 KB
PDF
دانلود بهائیت
6 کتاب جمال ابهی Size: 55,545 KB
PDF
دانلود
7 مجله ایام 29   (بهائیت آنگونه که هست) Size: 4,752 KB دانلود بهائیت
8 کتاب محاکمه و برسی باب و بهاء Size: 19,920 KB دانلود بهائیت
9 کتاب پیام پدر Size: 2,102 KB دانلود بهائیت
10 کتاب تاریخ جامع بهائیت Size: 26,118 KB دانلود بهائیت
11 کتاب خاطرات صبحی Size: 1,053 KB دانلود بهائیت
12 کتاب بی بهائی باب و بهاء Size: 25,360 KB دانلود بهائیت
13 کتاب خاتمیت و پاسخ به ساخته های بهائیت Size: 17,167 KB دانلود بهائیت
14 کتاب خاتمیت شهید مطهری Size: 238 KB دانلود  
15 کتاب ختم نبوت شهید مطهری Size: 101 KB دانلود  
16 کتاب چهار شب جمعه
یا
مناظره مرحوم جلیل الدین دری با مبلغ بهائی
Size: 12,923 KB دانلود بهائیت
17 کتاب تاریخ بهائی گری در ایران   Size: 779 KB دانلود  
18 کتاب چرا مسلمان شدم ( مهناز رئوفی) Size: 810 KB دانلود بهائیت
19 کتاب مسلخ عشق (مهناز رئوفی) Size: 1,693 KB دانلود بهائیت
20 کتاب نامه ای به برادرم Size: 427 KB دانلود بهائیت
21 کتاب سلسله مباحث بهائیت  (پیدایش) Size: 2,607 KB دانلود بهائیت
22 کتاب سلسله مباحث بهائیت (جای پای تزار) Size: 2,539 KB دانلود بهائیت
23 کتاب سلسله مباحث بهائیت ( پیر استعمار ) Size: 2,578 KB دانلود بهائیت
24 کتاب سایه شوم Size: 1,530 KB دانلود بهائیت
25 کتاب اصول دوازده گانه بهائیت Size: 399 KB دانلود بهائیت
26 تاریخ و تحلیل پیدایش بابیه و بهائیه
یا
چگونگی پیدایش فرقه بابیه و بهائیه
Size: 1,888 KB دانلود  
27
کتاب کشف الحیل  جلد اول   Size: 989 KB   دانلود 
جلد دوم  Size: 1,270 KB   دانلود 
جلد سوم  Size: 2,426 KB   دانلود 
 
بهائیت 
28 
کتاب فتنه باب   جلد اول   Size: 1,552 KB   دانلود 
جلد دوم  Size: 1,428 KB   دانلود 
جلد سوم  Size: 1,304 KB   دانلود 
جلد چهارم  Size: 1,358 KB   دانلود 
 
بهائیت 
29 
کتاب گفتاب خوش یارقلی  جلد اول 
جلد دوم 
 
Size: 898 KB 
Size: 937 KB 
 
دانلود 
دانلود 
 
بهائیت 
30 
کتاب راه راست  جلد اول 
جلد دوم 
 
Size: 940 KB 
Size: 990 KB 
 
دانلود 
دانلود 
 
بهائیت 
31  کتاب بهائیت و سرویس اطلاعاتی انگلستان  Size: 217 KB  دانلود   
32 
کتاب تاریخ پیدایش بابیت و بهائیت  جلد اول  
جلد دوم  
جلد سوم
 
Size: 117 KB
Size: 113 KB
Size: 114 KB 
 
دانلود 
دانلود 
دانلود 
 
 
33  بهائیت رقص استعمار  Size: 1,213 KB   دانلود  بهائیت 
34  کتاب شیخی گری و بابی گری  Size: 30,082 KB  دانلود  بهائیت 
35  کتاب نقطه الکاف  Size: 1,548 KB  دانلود   
36  کتاب دین سازان دغل باز  Size: 2,586 KB  دانلود  بهائیت 
37  کتاب جستارهایی از تاریخ بهائیگری در ایران  Size: 969 KB  دانلود   
38  کتاب آخرین فروغ  با کبفیت متوسط
Size: 5,304 KB
 
دانلود  بهائیت 
با کیفیت عالی
Size: 40,274 KB
 
دانلود 
39  کتاب میرزا علی محمد باب کیست  Size: 5,965 KB   دانلود  بهائیت 
40  کتاب بهائیت دین نیست  Size: 399 KB  دانلود   
41  کتاب سیری در کتب بهائیان  با کیفیت متوسط
Size: 9,885 KB  
دانلود  بهائیت 
با کبفیت عالی
Size: 34,865 KB
 
دانلود 
42  کتاب خاتمیت پیامبر اسلام  و ابطال تحلیلی  بابیگری و بهائیگری و قادیانیگری (انگلیسی و فارسی)  فارسی
Size: 22,257 KB
 
دانلود  بهائیت
انگلیسی
Size: 19,512 KB
 
دانلود 
43  کتاب مزدوران استعمار در لباس مذهب  Size: 15,591 KB دانلود بهائیت
44
کتاب نقد و برسی فرقه ضاله بهائیت  بخش اول  Size: 1,136 KB   دانلود 
بخش دوم  Size: 742 KB   دانلود 
بخش سوم  Size: 979 KB    دانلود 
 
بهائیت 
45 کتاب اشعار شیوا در رد بهائیت Size: 833 KB  دانلود  بهائیت 
 
46 کتاب بهائیت و تحریف تاریخ Size: 754 KB   دانلود بهائیت 
47 
نشریه زمانه ( ویژه یهائیت ) کامل  Size: 4,199 KB  دانلود 
چکیده  Size: 2,622 KB   دانلود 
 
بهائیت 
48 کتاب خدای عصر ارتباط Size: 1,781 KB دانلود بهائیت
49 کتاب مهدی ستیزان Size: 3,534 KB دانلود بهائیت
     
50 ویژه نامه بهائیت شبستان اندیشه Size: 1,389 KB دانلود بهائیت
51  کتاب سیری در کتابهای بهائیت جلد اول و دوم و سوم Size: 1,234 KB دانلود بهائیت
52 کتاب بهائیان Size: 2,303 KB دانلود  
53 کتاب  بهائی از کجا و چگونه پیداشد
Size: 949 KB
دانلود  
54 پشت دیوار تشکیلات بهائیت
Size: 9,049 KB
دانلود  
55 کتابچه آخرین پیشوا Size:1,862 KB دانلود bahaiat
 ۵۶ کتابچه خدای قرن اتم Size:1,115 KB دانلود bahaiat
 ۵۷
کتاب بهائیت گمراه را بشناسید کیفیت متوسط Size:13,592 KB   دانلود
کیفیت عالی Size:30,475 KB   دانلود
bahaiat

|+| نوشته شده توسط بها’الله در شنبه چهارم مهر 1388  |
 
دانش بهاییت
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بها’الله در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 
تساوی زن ومرد
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بها’الله در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 
آتش بس با شيطان
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بها’الله در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 

دوست دارم در اين پست مطلب كمي درباره كتاب به اصطلاح اسماني بهائيان(اقدس) مطالبي رو جهت اگاهي شما عزيزان بنويسم.

براستي يكي از صفات خداوند عالم بودن و حكيم بودن حضرت حق مي باشد وهنگامي كه چنين خدايي كتابي اسماني براي هدايت بشر نازل مي فرمايد حكمت و دانايي در سرتاسرچنين كتابي موج مي زند وقتي كه به كتاب اسماني قران مي نگيريم جداي ازمطالب و حكمتهاي الهي زيبايي وفصاحت ان چشمها وگوشهارا نوازش مي دهد و وقتي به تاريخ نزول ان مي نگيرم درحدود1400سال پيش شگفتيهاي ان بسي اشكارتر مي شود .اعرابي كه خود دراوج فصاحت  به بيان اشعارمي پرداختند چنان مجذوب ايات الهي مي شدند كه بزرگان مشركان دربرابر چنين اعجازي چيزي جز سحر بكارنمي بردند و قران براستي دلها را مسحور خود مي كرداما نه سحربود ونه جادو؛ومشركان از اعراب مي خواستند هنگام طواف پنبه در گوشهاي خودكنند تاكلام خداوندرانشوندومجذوب زيبايي ان نشوند.وچنين اعجازي است كلام حق الهي  كه خود خداوند وعده حفظ ان راداده  واز تحريف ودستبر انرا نگاه داشته وفرمودكه اگر همه بشرهم دست به دست هم بدهند نخواهند توانست چنين كتابي بنويسند اما گويا جهل وخودخواهي وخودپرستي انسانها چنين دلايل اشكاري را برقلبهاي تاريك ودلهاي مرده مي پوشاند وچنين مي شود كه قومي(بهائيت)حتي اندك تاملي پيرامون اين مسئله نمي نمايند.

انروز كه بها الله ان به اصطلاح پيامبر و خداي بهائيان كتاب خودرا به اسم كلام خداوند مي نوشت ازاين حقيقت غافل بود كه خداوند خود وعده داده كه اگر تمام انس وجن هم جمع شوند نخواهند توانست.جداي از مطالب اقدس وتحليل انها فقط اصول وقواعد نوشتن اين كتاب هرانسان تهي از تعصب را به تعجب و حتي خندهاي دردناك مي كشاند كه چگونه مي شود كلامي كه از جانب خداوندي عالم وحكيم نازل گشته چنين سرتا پا داراي اشتباهات واغلاط  صرف ونحوي است؛و چنين است كه خداوند دست كذابان ودروغ گويان را براهل حقيقت اشكار مي كند.

براي مثال درابتداي كتاب اقدس  امده است:

(ما شما را به شكستن حدودات نفس وهوي امركرديم)

جمع حد،حدود است ودزبان عربي الف و تا(ات)داخل ان نمي شوديعني حدودات از لحاظ علم صرف ونحو كلمه اي اشتباه است هرچند درفارسي بكاربرده مي شود ولي چون حسينعلي بها(بها الله)ازعوام فارسهابوده ومي خواسته عربي بگويدگفته است حدودات.البته ايشان بگمان خودش خداست وخداهم همه نوع اختياردارد.

يا در جمله ديگر دراين كتاب امده:

"قد لاتفرحوابماملكتموه في العشي والاشرق يملكه غيركم"

ملاحظه فرمائيدكه"قد"حرف تحقيق را كه اختصاص بفعل ماضي داردراابتداي فعل نهي اورده است وادات تعليل را كه رابطه ميان دوجمله علت ومعلول است حذف كرده است.تمام عبارات او به اين سبك است جاي تاسف داردكه چنين بي سوادي اداعاي پيامبري وخدائي دارد.

دراين عبارت كتاب اقدس دقت كنيد" بسم الحاكم ماكان ومايكون"

بايد گفته شود" بسمه الحاكم علي ماكان وعلي مايكون"ولي چون به قواعد زبان عربي اشنا نبوده است بغلط انطور گفته ايا چنين ناداني مي تواند پيامبرخداباشد وچنين كتابي كتاب اسماني.

اري براستي خداوندي كه قران را در 1400 سال پيش در اوج فصاحت وبلاغت نازل نمود ايا با گذشت زمان ار علم وحكمت تهي شده كه چنين كتابي سرتاسر اغلاط نازل نموده ،هرگز، كه ذات پاك خداوند خالي از هرگونه عيب ونقصي است بلكه چنين كتابي ساخته وپرداخته ادمي كم سواد اماپرمدعابوده كه به راستي اگر از باسوادن زمان خودش كمك مي گرفت مي توانست كتابي بهتر وصحيح بنويسد اما هميشه مكر خداوند دركمين كسانيست كه مكر ونفاق را پيشه خود كرده اند.

دوستان عزيز مي توانند براي اشنايي بيشتر با اشتباهات بيشمار اين كتاب و همچنين تناقضات ان به

كتاب محاكمه وبررسي درتاريخ وعقايد واحكام باب وبها نوشته علامه دكترمصطفوي مراجعه نمايند.

براي تهيه اين كتاب مي توانيد بامركزنشراثارعلامه مصطفوي درتهران به شماره 88791631 تماس گرفته و كتاب مذكور را دريافت نمائيد.

|+| نوشته شده توسط بها’الله در چهارشنبه پنجم تیر 1387  |
 

يكي از جنايتهاي كه در تاريخ معاصر به وقوع پيوسته  و قلب تمامي انسانهاي داراي وجدان بيدار

 و بالاخص شيعيانرا بشدت جريحه دار نموده ، تخريب قبور ائمه بقيع (ع) مي باشد . هرگاه شخصي

پس از سفر حج به ميان هموطنان مراجعت مي نمايد از بغضي عميق پرده برمي دارد ، كه دل همه

را به درد مي آورد و آن چيزي نيست جز حكايت غربت ائمه بقيع .

در طي اين مقاله قصد دارم پرده از جنايتي بردارم كه در ان باز هم بهائيت و سران آن و عين الملك هويدا پدر امير عباس هويدا بطورغير مستقيم در كنار برادر نامشروعشان  وهابيت نقش اساسي

 دارند .

 

شروع يك توطئه

 

براساس گزارش حسين پيرنظراز سفارت ايران در مصر، اگر دولت ايران براى يكى

 

دو سال ديگر، رفتن به حج را منع مى كرد، حتماً حكومت حجاز حاضر به قبول

 

 شرايط پيشنهادى ايران مى شد و در

 

نتيجه،هم براى زائران ايرانى رفع مزاحمت

 

 مى گرديد و هم نسبت به تعمير قبور

 

 و خرابی هاى به عمل آمده امتيازاتى

 

به دست مى آمد.

 

ليكن متأسفانه اين كار صورت نمى پذيرد و در خرداد 1308 هـ . ش. اولين

 

 مراوده رسمى ديپلماتيك ميان ايران و حكومت عبدالعزيز صورت گرفته و در

 

 شهريور همين سال، معاهده مودّت ميان ايران و حجاز امضا و در فروردين

 

سال 1309 هـ . ش. حبيب الله هويدا با عنوان نماينده ايران و با سمت كاردار

 

 وارد جدّه مى شود.

 

تأسيس سفارت ايران در عربستان، كه به نوعى تقويت حكومت عبدالعزيز را

 

در پى داشت، به حدّى براى عبدالعزيز مهم بود كه هويدا پس از ملاقات با وى،

 

 از قول كفيل وزارت خارجه در گزارش خود مى نويسد:

 

«... و ذكر كرد كه هيچ وقت اعلى حضرت را تا اين درجه شاد و مسرور نديده

 

 بوديم كه امروزه از ملاقات شما و وصول ناصر همايون شاهنشاهى اظهار شادى

 

 و سرور علنى مى فرمودند... .»

 

مأموريت حبيب الله هويدا

 

حبيب الله هويدا در ايجاد اين ارتباط نقش

 

مهمّى داشته و لذا دولت حجاز نيز به

 

مسؤولان وزارت خارجه خود دستور مى

 

 دهد كه هميشه او را راضى و خورسند

 

 نگاه دارند كه اسباب تكدّر خاطر و دلتنگى

 

 براى او فراهم نشود و تمام مطالب و

 

تقاضاهاى او را به فوريت انجام دهند!

 

باتوجه به اينكه حبيب الله هويدا يكى از دو نماينده ايران براى بررسى وضعيت

 

 حجاز در اثر حمله وهابى ها و تخريب اماكن مقدسه بوده و از سوى ديگر، وى

 

براساس اسناد، داراى مسلك بهائيّت و از بهائيان شناخته شده بوده است،

 

همه گوياى آن است كه متأسفانه نماينده ايران به صورت پنهانى نقشى مؤثر

 

در ناديده گرفتن اين مسأله مهم داشته است. اين نكته زمانى تقويت مى شود

 

 كه ملك عبدالعزيز به هويدا مى گويد:

 

«... ما شما را از خود مى دانيم (كه البته درست هم مي گفته چون وي از

 

سران وهابيت و عين الملك از پيروان بهائيت بوده است )، شما نيز خود را مثل

 

 ساير نمايندگان اجانب ندانيد، هيچ وقت لزوم به تحصيل اجازه نيست، هروقت

 

كه ميل داريد، بدون هيچ ملاحظه، به ديدن ما بياييد، چه در مكه چه در اين جا

 

، ما هميشه آماده ملاقات شما هستيم...

 

در روزنامه الوطن (چاپ بغداد)، در تاريخ 20 ربيع الاول 1348 هـ . ق. در زمينه

 

 به رسميت شناختن دولت حجاز توسط ايران درباره نماينده ايران، حبيب الله

 

 خان عين الملك معروف به هويدا مى نويسد:

 

«... مشاراليه كاملاً به اين قضايا آگاه است و علاوه بر اينكه زبان مملكت را

 

 به خوبىمى داند، محل اعتماد ملك عبدالعزيز و رجال حكومت حجاز است و

 

 شخصاً نزد آن ها محترم است و بديهى

 

 است كه تعيين او به اين سمت، مسأله را

 

 به طور دلخواه حل و تسويه مى نمايد!»

 

در ماده سوم عهدنامه مودّت، امضا شده

 

ميان دو كشور، هيچ اشاره اى به مسأله

 

تخريب و هدم آثار اسلامى و قبور ائمه بقيع نشده و با كمال تأسف راحت از

 

كنار آن گذشته اند. هويدا تا سال 1353 هـ . ق. به عنوان نماينده ايران در حجاز

 

 مشغول به كار بوده است.

 

حبيب الله هويدا در مأموريتش به مدينه، براى كسب اطلاع از ميزان خرابى ها،

 

 تلاش جدى كرده تا اين حادثه مهم را بسيار كمرنگ تلقى نموده، وهابيان را به

 

نوعى، تبرئه نمايد. در گزارش وى چنين آمده است:

 

... بالاى مناره، قبه مطهّر صعود كرديم، يكصد و سى پله بالا رفتيم و از آن جا

 

 قبه مطهر را زيارت نموديم (زيرا صعود بالاى قبه غيرممكن است). از آن جا

 

مشاهده نموديم كه فقط پنج گلوله تفنگ به قبه مطهر اصابت نموده و اندكى

 

 سوراخ كرده است و ابداً خرابى وارد نيامده است! اولاً نمى شود حتم كرد كه

 

 اين گلوله ها از طرف وهابى ها بوده است! ثانياً برفرض اينكه از طرف آن ها

 

 بوده باشد، واضح است عمدى نبوده است! و در اثناى تيراندازى به همديگر

 

 خطاءً به قبه مطهر اصابت كرده است! و دليل صحت اين نظريه اين است كه

 

 قبه مرقد مطهر خيلى عظيم و بزرگ است و وهابى ها هم در پشت دروازه و

 

 قلعه شهر بوده اند و تعدادشان بيش از سه ـ چهار هزار بوده است; اگر قصد

 

 اصابت مى داشتند، اقلاً دو سه هزار

 

 گلوله به قبه مطهر مى رسيد! به هر

 

حال فقط آثار پنج گلوله تفنگ در روى

 

 قبه مطهر بود و همچنين آثار چهار ـ

 

 پنج گلوله بر قبه اهل بيت بود، خادم

 

 باشىِ حرم مقدس نيز سه ـ چهار

 

عدد گلوله آورده و به بنده داد و گفت كه اين ها را روى بام حرم يافته و تصور

 

مى كند كه از گلوله هايى است كه به قبه مقدس رسيده است. فدوى آن ها

 

 را تقديم خواهم نمود كه در موزه وزارت معارف محفوظ بماند... .»

 

 

 

الا و لعنت الله علی القوم الظالمین ........

|+| نوشته شده توسط بها’الله در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387  |
 

دیدیم  که محفلملی یا محلیبعنوان یک حکومت مطلقه همه اقتدارات

 حکومتی  یکجا بدان تفویض شده است لزوم " " تمرکز قدرت " "

  در محفل از دیدگاه دیگری نیز حائز اهمیت میباشد و آن نقشی

 است که محفل ملی و محافل محلی در حفظ و توسعه قدرت بمنظور

دستیابی به حکومت آشکار بر عهده دارند .

نظم اداری اصطلاحی است که هم بر شبکه فعلی تشکیلات اطلاق میگردد و هم بر

 وضعیت آینده آن که به زعم آنها باید اداره کننده حکومت رسمی مملکتی باشد ،

 بعبارت دیگر شبکه مرتبط محفل ملی و محافل محلی که در حال حاضر در ایران

 فعالیت دارند زمانیدر شکل تکامل یافته خودباید حاکم بر مقدرات ملک و

 ملت ایران باشد ! و چنین است که" " توسعه طلبی " " لازمه  ذاتی (نظم اداری

 بهائی ) میباشد !" محفل " برای اجرای طرحهای " تحکیم و توسعه" نیاز به

" قدرت " دارد و این ضرورت اساسی حاکمیت محفل است

 بگذارید از زبان خودشوقی بشنویم که سالها پیش گفته

 است بهائیت دوره کودکی (رشد ) و تحول را میگذراند

 و درنتیجه برای رسیدن به بلوغ نیازمند قدرت است ،

وی تاکیدمیکندکه اگر ضرورت حیاتی درک نشود بنیان

 بهائیت متزلزل و نقشه های آینده عقیم خواهند ماند .

(( لزوم تمرکز قدرت و اختیارات در محفل ملی و محافل

 محلی وقتی معلوم ومبرهن میگردد که متوجه گردیم امر حضرت بهاء اله هنوز در

 مرحله طفولیت و دوره تحول است ... هرگاه این هئیت که رسما معرف و مسئول

 امراله است به این فرضیه اصلی که لازم هرگونه موفقیت است پی نبرد بنیان امر

 اله متزلزل و نقشه های عظیمی که ... از برای مستقبل ایام پیش بینی شده بنحو

تاثر آوری دچار تعویق خواهد گردید ( نظامات بهائی نوشته شوقی افندیص100).

فراز بالا به تنهائی گویای همه چیز هست : " تمرکزقدرت " در محفل با بیان

امراله سرو کار دارد ، لازمه رشد و تحول و ضرورت اساسی برای اجرای

 نقشه های عظیم آینده (؟) است .

پیشتر دیدیم که در رابطه بین فرد و محفل ، فرد باید مطیع کامل و بی قید

 شرط محفل باشد این اصل قدرت را بطور کامل از افراد میگیرد و به محفل

 منتقل مینماید و بدینترتیب یک فرد بهائی در جامعه ما از آنروی که بهائیت

همراه با کلیه امکانات و موقعیتهای سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و غیره بعنوان

 یک مهره فزاینده قدرت در اختیار محفل قرار میگیرد و زیر نظر محفل در موضع

 خود انجام وظیفه می نماید

در کتاب نظم اداری ص 27 آمده است :

(( محفل روحانی دارای قدرت کاملی میباشد و اطاعتش بر فرد

 فرد احبای الهی درهر مقام و سمتی که هستند لازم و ضروری

است )).

 

|+| نوشته شده توسط بها’الله در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387  |
 بیت العدل

 

بیت العدل بالاترین مرجع حکومتی و اداری بهائیتمی باشد که مقر

 دائمی آن در حیفای اسرائیل قرار دارد! و اعضای فعلی آن مرکب

 است از ۶نفرآمریکائی ، یکنفر انگلیسی و دونفر ایرانی الاصل که

قسمت عمده عمر خود را در خارج از ایران گذرانده اند و از ایران

 هم به عضویت بیت العدل انتخاب نشده اند بلکه از دو نقطه خارجی

دیگر به انجا امده اند ،واینها هستند که در اسرائیل می نشینند و

 مقررات تشکیلات بهائی در ایران را تعیین می کنند .دوشاخه اصلی زیر نظربیت العدل فعالیت می کنند –

یکی شاخه انتصابی است که شامل هئیت های مشاورین قارا،هئیتهامعاونین  ومساعدین انهامیباشند .

 عناصراین شاخه که از بالا به پائین برگزیده میشوند کارشان " حفظ توسعه امکانات بهائیت بوده و برای

بیت االعدل یک شبکه امنیتی و اطلاعاتی را تشکیل می دهند .شاخه دوم یا انتخابی که نمایا نگر سیستم

رهبری و سلسله مراتب قدرت حکومت است که عبارت است از :

محافل ملی – شورای 9 نفره ای است که رهبری کل و اداره امور بهائیان را در یک کشوربعهده دارد  مانند

""محفل ملی ایران"" که بالاترین مرجع رهبری برای بهائیان و تشکیلات بهائی در ایران میباشد. بعضی

اعضای مهم و سابقه دارمحفل ملی که از همکاران نزدیک رژیم منفور پهلوی و ساواک منحله بوده اند اکنون

در خارج از ایران فراری و در حال خدمت به تشکیلات هستند .

|+| نوشته شده توسط بها’الله در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387  |
 
 

بنا بر لوح عهدی قرار بود تا پس از درگذشت بهاالله ابتدا عباس و سپس محمد علی زمامدار بهائیان باشند لکن پس از مرگ پدر میان فرزندان( مدعیان وحدت عالم انسانی ) جدائی افتاد و محمد علی افندی با دو برادر دیگرش و دو تن از زنان میرزا حسینعلی و خواهرانش و پسر عموها بر عبدالبهاء شوریدند و با اینکه در لوح عهدی سفارش شده بود که اختلاف و نزاع نیفتد و احترام و دوستی برادران و بستگان دیگر مراعات شود و ناسزا و افترا موقوف گردد با اینحال چون دو دستگی بالا گرفت عباس افندی برادرش را ناقض اکبر و مریدانش را ناقضین خواند و پیروان خود را ثابتین نام نهاد.محمد علی نیز به تلافی، عباس افندی را رئیس المشرکین گفته ابلیس لعین لقب داد. بار دیگر عباس افندی برادر و مریدانش را به القاب پشه و سوسک و کرم خاکی و خفاش و جغد و کلاغ و روباه و گرگ و ... !! و باقی درندگان مفتخر ساخت و خویشتن را بلبل و طاووس نامید. میرزا محمد علی هم برای تکمیل باغ وحش خانوادگی جناب ابن البها را گوساله و الاغ دوپا ؟!؟ خوانده خود را غضفرالله ( شیر خدا ) لقب داد ( مدرک این مطالب در کتب مکاتیب و توقیعات مبارکه شوقی وگنجینه حدود و احکام ذکر شده است). عباس افندی بر خلاف وصیت بهاالله مبنی بر جانشینی محمد علی بعد از خودش اقدام به تعیین نمودن جانشین بعد از خود نمود و شوقی افندی را بعنوان جانشین انتخاب نمود و حتی بعنوان یک رهبر آسمانی جانشینان بعد از شوقی را پس از او سلسله اولیاء امر در نسل او و فرزند ذکور و بکر او تعیین کرد ( ص11 تا 16 الواح وصایا ).

جالب اینجاست که بر خلاف پیشگوئی او شوقی افندی عقیم بود و سلسله اولیاء امر از نسل او و فرزند ذکور و بکر او به ته چاه خیالات فرو رفت و هیچ خبری از آنها نشد و بهائیت با شکست بزرگی روبرو شد و دروغ پردازیهای این قدرت طلبان بیش از پیش آشکار گردید. حال بیت العدل بهائیان بدون ولی امرالله به گفته خود رهبران آنها فاقد مشروعیت است. اما ...

|+| نوشته شده توسط بها’الله در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387  |
 
 

بیت العدل اعظم بهائیان که مرکب از یک جمع ۹ نفری مستقر در حیفای اسرائیل  است  به منزله نظام رهبری معصوم از خطای بهائیت شناخته شده است!!؟؟.این تشکیلات خودساخته همواره با این سوال اساسی روبرو بوده که:   جانشین  شوقی افندی و رهبر منصوب و معصوم (موسوم به ولی امرالله )بهائیت کیست؟به علت عقیم بودن شوقی آفندی و عدم تعیین جانشین توسط وی بهائیت بعد از مرگ شوقی در سال ۱۳۳۶ (ه.ش)با یک انسداد و معضل در نظام رهبری مواجه شده  است بهائیان آزاد اندیش نیز همواره این سوال را از بیت العدل مطرح می کردند و پاسخ صریح و قابل قبولی دریافت نکرده اند .

بلاخره این بیت العدل در ۶ اکتبر ۱۹۶۳ میلادی با سمبل کاری و بدون هیچ دلیل  و  مدرک و با اجتهاد شخصی و برخلاف نص صریح الواح وصایای عباس آفندی (فرزند بهاالله)صورت مسئله را پاک کرده و خیال بهائیان ساده اندیش و خوش خیال را آسوده نمود تا دیگر این سوال اساسی را مطرح ننمایند.

لطفا به سند زیر توجه فرمائید.

|+| نوشته شده توسط بها’الله در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387  |
 
شیمعون پرس" یا همان شیمون پرز ، دو بار در اسرائیل به نخست وزیری رسید. او یکی از عوامل اصلی و محوری کشتار مسلمانان فلسطینی بویژه در فاجعه اردوگاههای " صبرا" و " شتیلا" می باشد. او در معرفی " مئیر عزری" – اولین سفیر اسرائیل در ایران (1352-1337) – می گوید :

از سالهای بسیار دور، شاید هم از نسل پیش به این سو، آقای مئیر عزری یکی از سران یهودیان ایران و سفیر بی سیلیندر و فراگ اسرائیل در ایران بوده که برای همگان چهره ای شناخته شده است. دشوار بتوان میان ما اسرائیلیها کسی را یافت که مانند وی از پیچ و خمهای تاریخ و سیاست ایران آگاه باشد... مئیر هم زبان ایرانیان را خوب می داند، هم با فرهنگ آنان به خوبی آشناست. آنچه ما در آینه می بینیم او در خشت خام می بیند. او با منش و بینش ویژه خویش این هنر دارد که گروههای گوناگون را از رده های رنگارنگ گرد خود بیاورد، چون استادی روان شناس ریشه یکایکشان را دریابد تا شاهکاری بی تا بیافریند.(1)

" مئیر عزری" که نام کامل او " ربی مئیر عزری" است در دوم مارس 1923-11 اسفند 1302 ش – از " صیون" و "خانم حنا" در محله یهودیان شهر اصفهان، به دنیا آمد. پدرش از نخستین شاگردان مدرسه " آلیانس" بود، که توسط یهودیان فرانسوی، در اصفهان برپا شده بود. او هنگام تولد مئیر، کارمند اداره مالیه – دارایی – اصفهان بود. صیون عزریصیون که تربیت شده دستگاههای اطلاعاتی انگلستان بود، به مقتضای ماموریت پس از چندی اداره مالیه را رها کرد و معلمی فرزندان فرمانده بریگارد قزاق در اصفهان را بر عهده گرفت و پس از چندی هم به دانشکده افسری رفت و درجه سلطانی – سروانی – گرفت و به همکاری با فرانسویان در ژاندارمری پرداخت. او زمانی هم مترجم " آرمیتاژ اسمیت" – نماینده انگلستان در وزارت اقتصاد – شد. او که از زمان حضور آرمیتاژ در میان بختیاریها در خصوص مسئله نفت با وی دوستی کرده بود، مصطفی فاتح، همکلاس و همکار دیرینش را به انگلیسیها معرفی کرد. مئیر عزری   در این باره می نویسد : پدرم، شادروان فاتح را با سر سیدنی (آرمیتاژ) و مستر فلی آشنا کرده بود و این آشنائیها در داد و ستدهای نفتی میان ایران و اسرائیل، سرانجام سودمند افتاد.(2)

پدر مئیر عزری که چون دیگر هم کیشان خود، در کار عتیقه جات و خروج آن از کشور فعالیت داشت و از این رهگذر سرمایه ای نیز به هم زده بود، پس از پایان ماموریتهایش در اصفهان و هم زمان با خاتمه جنگ دوم جهانی به تهران آمد و پس از چندی درحدود 9-1328، به سرزمین اشغالی فلسطین مهاجرت کرد و در آنجا ماندگار شد.

مئیر عزری که در چنین خانواده ای پرورش یافته بود با تحصیل در دبیرستانهای آلیانس یهودی – فرانسوی و " ادب" انگلیسی در 1322 دیپلم گرفت و از همان زمان به ترغیب و تشویق یهودیان برای مهاجرت به سرزمین اشغالی فلسطین پرداخت. وی درخصوص انگیزه این فعالیتها می گوید : " رشته نیرومند صیون دوستی در اندرونم مانند هر یهودی دیگری از پیشینیانم آغازیده، در خانواده ام پرورش یافته و شیره جانم شده بود."(3)

مئیر عزریمئیر عزری نیز پس از مهاجرت خانواده اش به اسرائیل، به آنها ملحق شد و چندی در فعالیتهای مختلف حزبی و غیر حزبی مشغول بود. با تثبیت قدرت حکومت پهلوی و جابه جائی آمریکا و انگلیس، به ایران بازگشت تا با بهره گیری از شناخت گسترده اش نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم مردم ایران به ماموریتهای پنهانی خویش مشغول گردد. مئیر عزری از سال 1337 تا 1352 در ایران هر آنچه خواست کرد و پس از آن به اسرائیل بازگشت تا ضمن فعالیتهای متعددش در وزارت دارایی، مشاور ویژه مسائل نفتی با ایران باشد.

او پس از پیروزی انقلاب اسلامی یادداشتهای خود را از فعالیتهای دوران حضورش در ایران منتشر گرد و در طلیعه آن نوشت :

ناچارم از گشودن پاره ای نکته ها چشم بپوشم، زیرا گمان می کنم زمان برخی فاش گوئیها هنوز فرا نرسیده است. دیگر اینکه برخی دستگاههای دولتی و دستگاههای امور امنیتی (اسرائیل) برتر می بینند بر پاره ای رویدادها، سرپوش نهند که به ناچار بخشهای ارزشمندی از این نوشته خود به خود ناگفته می ماند.(4)

ربی مئیر عزری در بخش بیست و پنجم یادداشتهایش به موضوع "بهائیها و اسرائیل" می پردازد. از آنجا که این فرقه یکی از بازوان اصلی صهیونیست در ایران بوده است، عزری با سرپوش نهادن به بسیاری از مسائل، ضمن جانبداری از این فرقه به برخی ارتباطات دوجانبه نیز اشاراتی دارد که جالب توجه است :

ایران زادگاه کیش بهائیت است که چند میلیون تن در جهان پیرو دارد (!) میرزا علی محمد، پیشوای این کیش در سال 1844 میلادی در شهر شیراز چشم به جهان گشود و پیروانش او را باب ( دروازه) نامیدند. شیعیان آنان را بی دین ( کافر) می خوانند، همانگونه که مسیحیان، یحیی تعمید دهنده را بشارت دهنده آمدن عیسی مسیح می نامند، باب نیز خود را دروازه ای برای آمدن پیامبری رهاننده می دانست که با بینش شیعه همسو نبود به همین انگیزه او در سال 1850 دستگیر و در سن 31 سالگی در تبریز از دارش آویختند.

در سال 1863 یکی از پیروان وفادار باب به نام بهاالله با پشتیبانی گروههایی از مردم و چندی از پیشوایان شیعه گفت : " من همانم که باب گفته بود، آمده ام تا جهان را از زشتی برهانم و ..." !! چنین گویه ای را پیشوایان شیعه با داستان امام دوازدهم ناهماهنگ انگاشتند و از ناصرالدین شاه خواستند فتنه تازه را هرچه زودتر خاموش کند. بهاالله دستگیر و پس از رنجهای فراوان همراه گروهی از پیروان وفادارش به خاک عثمانی تبعید شد. سران سنی عثمانی نیز نگرش چندان خوشی به وی نداشتند، پس از سرگردانیهای آزارنده در بغداد و ادرنه ( آدریانوپول) و استانبول، بهاالله و پیروانش ناچار در شهر عکا، نزدیکی حیفا جای گرفتند. بهاالله پس از چندی درگذشت و در باغ زیبای ایرانی به خاک سپرده شد که امروز یکی از بزرگترین نمایشگاههای بهائیان است. عباس افندی ( عبدالبها) جانشین بهاالله توانست با خردمندی و دانش سازماندهی بینش بهائیت را جهانگیر نماید و یکی از بزرگترین نمایندگیهایش را درعبدالبها و شوقی افندی شیکاگو بر پا سازد. عبدالبها در سال 1921 درگذشت و پیروانش آرامگاه زیبایی در بلندیهای کرمل حیفا برپا ساختند. شوقی افندی به جانشینی وی نشست و سپس گروه نه تنی از برجستگان کیش بهائی به رهبری این کیش برگزیده شدند که " بیت العدل اعظم" است و تاکنون نیز همانگونه مانده است.

روز هفدهم ماه می 1961 ( 27 اردیبهشت 1340) نخست وزیر ، اسدالله علم، در پارلمان گفت که به استانداران و فرمانداران دستور داد دکانهایی که برای تبلیغ بهائیت باز کرده اند، ببندند. بهائیان در گوشه و کنار هنوز محافل خود را داشتند و با بخششهایی که به نیازمندان می توانستند گروهی را به سوی خود بکشانند. آنها در دهه های پیشین توانستند بسیاری از خانواده های یهودی را در همدان و کاشان به آئین خویش بخوانند. یکی از یهودیانی که با گرایش به بهائیت به آب و نانی رسید و نامی برای خود ساخت، ثابت پاسال همدانی بود که در کشاکش جنگ جهانی دوم راننده ساده ای بیش نبود و توانست در دوره کوتاهی یکی از توانگران کشور گردد.

با همه دشواریهای ریز و درشت دست و پاگیر، روشهای گسترش کیش بهائی، رفته رفته رو به پیش بود و هر روز با شیوه هایی کاراتر از میان لایه های گوناگون مردم ایران یارگیری می کرد. آمارهای پیروان این کیش که روزی از ده ها هزار سخن می گفتند، امروز گویای صدها هزار بود و هر از گاه شنیده میشد افزون بر میلیونها شده اند(!) آزادی در بده بستانهای کیش مدارانه و برپایی انجمنها ( اجازه قانونی تبلیغات مذهبی) و یاری به نیازمندان ( ایجاد صندوقهای تعاونی) بویژه برای جوانانی که برای گزینش همسر و برپایی خانواده دشواریهای مالی داشتند، ابزاری کارساز بودند. پشتیبانیهای سازمان یافته گروهی در ورود به دستگاههای دولتی و بالا کشیدن دیگر هویداهم کیشان، راه را برای یارگیریهای بیشتری باز می کرد. بسیار شنیده شده بود که هویدا و برخی از سران لشکری و کشوری در دولت به کیش بهائی پیوسته اند.

هویدا بارها این داستان را نادرست و ساختگی خوانده و برای اثبات گفته هایش به مکه رفت. در این سفر هویدا مانند دیگران، همه کارهایی را کیش مداران در این شهر انجام می دهند، به نیکی انجام داد. ولی فراموش نکنیم که چند تن از بستگانش در عکا و حیفا زندگی می کردند و در بخشهای پیشین گفتم، در دوره ای که وزیر دارایی بود، روزی از من خواست برای گشایش پاره ای دشواریهای آنان در اسرائیل یاری اش بدهم.

یکی دیگر از سرشناسان کیش بهائی، سرلشکر دکتر ایادی، پزشک ویژه شاه بود. ایادی افسری خوش نام بود و به چشم و گوش شاه می مانست. او بهداری ارتش و بیمارستانها، اداره خرید دارو و ابزار پزشکی برای یگانهای ارتش را سرپرستی می کرد و با همه توان به هم کیشانش یاری می داد.

پروانه ورود داروهای خریداری شده از کشورهای بیگانه که باید به بازارهای ایران می رسید، در کمیته ای در وزارت بهداری، که از گروهی پزشکان و کارشناسان کارکشته برپا شده بود، ارزیابی می شد. دکتر ایادی یکی از کارشناسان این کمیته بود. روزی به دیدارش رفتم تا در زمینه برگزاری کنگره داروسازان ارتشها که باید روز بیست و پنجم آوریل 1960 (5 اردیبهشت 1339) در تهران انجام می شد و درباره سرهنگ دوم ایسرائل ماهاریک، که فرماندهی گروه اسرائیلی را داشت با وی گفتگو کنم . گو اینکه ایادی از برخی موش دوانیهای نمایندگان کشورهای تازی در واکنش به بودن نماینده اسرائیل در کنگره آگاه بود، ولی دلاورانه و با خوشرویی سرهنگ ماهاریک را در این کنگره پذیرفت. یکی از ویژگیهایی که ایادی را نزد همه یگانه ساخته بود، وفاداری و سرسپردگی او به شاه بود. کسی باور نمی کرد او از شاه درخواستی بکند و پذیرفته نشود. شاید همین پیوند ایادی با شاه بود که هرگاه سران کشور با شاه به نکته دشواری بر می خوردند، دست به دامن ایادی می شدند و او می توانست گره گشایی کند. ایادی به یهودیان مهری ناگسستنی داشت و آنها را مردمی درددیده و شایسته بی پیرایه ترین یاریها می دانست. افزون بر آن ارزنده ترین و والاترین نیایشگاههای بهائیان در کشور اسرائیل بود و این پدیده روشن تر از آفتاب را ایادی نمی توانست نادیده بگیرد.

روزی در میانه های سال 1962(1341) نخست وزیر علم در دیداری با تدی کولک، شهردار اورشلیم، در تهران پیشنهاد او را پذیرفت و مهدی شیبانی را به سرپرستی دستگاه جهانگردی کشور برگزید. همسر شیبانی دختر سناتور نمازی از دوستان نزدیک ایادی بود. در یکی از دیدارهای خانوادگی شیبانی، کنار ایادی نشسته بودم و پیرامون همکاریهای کارشناسان اسرائیلی با زمینه های سرپرستی او گفتگو می کردم. چند روز پس از همان دیدار بود که ایادی کارشناسان مارا به ایران فرا خواند و با آنها پیمان بست تا میوه، مرغ و تخم مرغ ارتش را فراهم کنند و برای ارتش مرغداری و دهکده های نمونه بسازند. وایادی به بازرگانان و کارشناسان اسرائیلی یاری داد تا میوه ارتش ایران را فراهم آورند و برای یگانهای گوناگون مرغداری و دهکده های نمونه کشاورزی بسازند.

یکی از روزهایی که سران بهایی در ایران بر آن شده بودند تا پیروانشان از نیایشگاههایشان در اسرائیل بازدید کنند، سرلشکر ایادی از من خواست، از میان بردن دشواریهای دریافت روادیدهای همگانی نه روزه برای بهائیان را بررسی کنم ( یک ویزا برای نود تن دیدار کننده). شماره نه و نوزده در فرهنگ کیش بهایی نشانه ای آسمانی است. بهائیان در روش گاه شماریشان (تاریخ) ماه را نوزده روز و سال را نوزده ماه می شمارند. با دریافت روادیدهای همگانی نه تنها دیدارکنندگان هزینه کمتری می پرداختند و از رفت و آمدهای بسیاری کاسته می شد، که گروههای بازدید کننده نیز فزونی می یافت.

درخواست سرلشکر ایادی را با وزارت امور خارجه اسرائیل در میان نهادم و روش پیشنهادی را به آگاهی اش رساندم. کمی دشوار بود ولی چاره ای نبود. مسئول کمیته اجرایی امور بهائیان در ایران به هر ویزای همگانی باید نامه ای الصاق می کرد و ضمن نامه تعهد می نمود که مسئولیت همه آسیبهای احتمالی زیارت کننده را از نخستین روزی که به اسرائیل وارد می شود تا روزی که از این کشور خارج می شود به عهده می گیرد. پس از آنکه ریزه کاریهای امنیتی و نیاز به چنین روشی را برای چنان رویدادهایی برای تیمسار ایادی و چند تن از همکیشانش روشن کردم، آن را پذیرفتند و سالها از همین شیوه پیروی کردیم و هرگز به هیچ گونه گرفتاری برنخوردیم. در سایه دوستی با ایادی، با گروهی از سرشناسان کشور آشنا شدم که هرگز باور نمی کردم پیرو کیش بهایی باشند. بسیاری از آنها در باور خود چون سنگ خارا بودند، ولی به خوبی می توانستند در برابر دیگران باور خود را پنهان نمایند. آنها همه دریافته بودند که در برابر من نیازی به پنهان کاری ندارند.

روزی ایادی مرا برای چاشت به خانه اش فرا خواند.می خواست از رازی شگفت برایم سخن بگوید که گفت و گو در این زمینه شایسته نشستهای اداری نبود. خوش و بشهای گرم پایان یافت و سرانجام با چهره ای افسرده افزود :

حضرت بهاالله در یکی از بازدیدهایشان از شیراز به دست مبارک خویش بوته نهال نارنجی در خانه محل سکونتشان کاشته اند که تا دوسال پیش درخت سرسبزی بود. ولی شوربختانه از چندی پیش به این طرف درخت بیمار شده و به تدریج برگهایش می خشکند. شنیدیم که ژاپنیها در شناسایی درختهای مرکبات بویژه نارنج بهترین کارشناسان دنیا هستند، که دو نفر از بهترین کارشناسان ژاپنی آمدند و چهار ماه درخت را معاینه کردند و نتوانستند راه حلی برایش پیدا کنند. هیچ کس نمی تواند بفهمد چرا درختی که به دستهای مبارک حضرتشان کاشته شده، باید بخشکد.

پیشنهاد من بر پایه فروش خانه و فراموش کردن داستان، تیمسار ایادی را ناخرسند و پریشان کرد. با دستپاچگی از من خواست هر چه زودتر برای زنده کردن درخت نیمه مرده کاری بکنم. داستان را با کارشناسان کشاورزی در اسرائیل در میان نهادم. آنها پیش از همه چیز از اینکه ژاپنیها نتوانسته اند بیماری درخت را دریابند، شگفت زده شده بودند. روزی همراه عزرا دانین و دو تن از کارشناسان وزارت کشاورزی برای بازدید درخت به شیراز رفتیم. آنها پس از بازبینیهای نخستین دریافتند که ریشه های درخت در زیر زمین جایی به رگه های گچ، سنگ یا نمک برخورده و ریشه ها فرسوده شده اند . گرداگرد درخت را به آرامی شکافتند، گمانشان درست از کار درآمد. رگه های سنگ و گچ را چند متر کندند و با خاک شایسته پر کردند. چیزی نگذشت که درخت  بهاالله جانی تازه گرفت و شادی را به چشمان ایادی و دوستانش بازگرداند. نه تن از سران کمیته رهبری بهائیان در ایران مرا برای مراسم زیارت درخت به شیراز فراخواندند. از خرسندی چنان می نمود که گویی خداوند دنیا را به آنان ارمغان داشته است.

پانوشتها :

1-     یادنامه مئیر عزری ص 5و 6

2-     همان، ص19

3-     همان،ص 15

4-     همان، ص 7

 

|+| نوشته شده توسط بها’الله در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387  |
 


 اولمرت نخست وزیر اسرائیل روز یکشنبه 7 ژانویه 2007 میلادی در سخنرانی خود که تعدادی از سران فرقه بهائی در آن حضور داشتند، ضمن رد شایعه حمله اتمی اسرائیل به ایران ارادت مجدد خود را به جامعه بهائی اعلام کرد و به این وسیله به سران بیت العدل اطمینان داد به احترام مقدسات بهائی ها در ایران از حمله به این کشور منصرف شده است!

بنا به گزارش یک روزنامه اسرائیلی بهائیان مذکور با دعوت وزارت خارجه اسرائیل در این جلسه حاضر شده بودند و در میان آنها چهره های سرشناس بهائی و یک ایرانی بهائی نیز به چشم می خوردند.
سال ها قبل نیز روحیه ماکسول از رهبران این فرقه گفته بود:
«سرنوشت و آينده اسرائيل و بهائيگري چون حلقه هاي يك زنجير به هم پيوسته است.»
بن گوريون از بنيانگذاران رژيم صهيونيستي نیز در نوشته هایش چنین عنوان می کند که: "از ابتداي تاسيس حكومت اسرائيل , بهائيان همواره روابط صميمانه اي با دولت اسرائيل داشته اند"


 


این دیدار در حالی اتفاق افتاده است که چندی پیش به دنبال انتشار کتابهائی از مهناز رئوفی
(از تبری جسته گان از این فرقه) که در آن ها به روابط قدیمی بهائیت با رژیم اسرائیل از ابتدای تاسیس تا کنون اشاره شده است، (متن این کتابها در کتابخانه سایت موجود است) مسوولان این فرقه هر گونه رابطه با این رژیم را رد کرده و ادعا کردند مهناز رئوفی زیر شکنجه مسلمان شده است.

|+| نوشته شده توسط بها’الله در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387  |
 

بهائيت در ايران

بهاییت در ایران

|+| نوشته شده توسط بها’الله در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387  |
 آمار بهائیان
کارشناسان تاکید نموده اند در طول دهه های گذشته هماره تشکیلات بهائی

اصرار داشته است درآمار بهائیان بزرگ نمائی کندو تعداد آنها را بیشتر از آنچه

هست نشان بدهد.در این کار البته مقصودی دارند که ما را

 فعلا به آن کاری نیست...

به این منظور به آنان در سر شماری ها دستور تشکیلاتی

 داده اند که در ستون"دین"یا درج نام "بهائی"کنند یا در

ستون "سایر" ذکر شوند.با همه این تفاصیل و اصرارها،

می بینیم نتایج بدست آمده از سر شماری عمومی سال های 1375 و 1385

نشان می دهدآمار ادعائی آنها به هیچوجه صحت ندارد.مطابق آنچه در سایت

 رسمی مرکز آمار ایران آمده است ستون "سایر و اظهار نشده " در سال 1375

 تعداد147295 نفر از 60055488جمعیت کل کشور(یعنی بیست و پنج صدم

درصد در برابر نود و نه درصد و پنجاه و شش صدم درصد مسلمان)ودرسال 1385

 تعداد 263199 نفر از 70472846جمعیت کل کشور (یعنی سی وهفت صدم در

 صد در برابر نودونه درصد و چهل و سه صدم درصدمسلمان) بوده است!ضمن

آنکه این آمار هم شامل کلیه کسانی است که به هر دلیلی نخواسته اند

دینشان را اظهار کنند که شامل همه دگر اندیشان اعم از کمونیست

 ها و توده ای ها و شیطان پرست ها و بودائی ها و سیک ها و بهائی هاو..

.می تواند باشد. اگر سهم بهائی ها از ستون "سایر و اظهار نشده "، پانزده

درصد هم باشد شاید بتوان گفت آمار بهائیان ایران در سال 1375 و 1385 حدود

25 و 40 هزار نفر تخمین زده شود نه سیصد هزار نفر ادعائی بیت العدل در

اسرائیل.البته اگر تشکیلات بهائی این آمار را قبول ندارد می تواندآمار دقیق

تسجیلی خود را منتشر نماید.

یک احتمال هم می تواند این باشد که بهائیان بر خلاف نظر بیت العدل،خود

 را مسلمان اظهار کرده باشند زیرا در طول این دهه ها دیده اند بخاطر این

اصرار بیت العدل در بهائی نشان دادن خود ،متحمل

رنج ها و محرومیت های شغلی و تحصیلی و اجتماعی

 شده اند و خود و خانواده شان را به زحمت بی نتیجه

 انداخته اند و لذا تصمیم گرفته اندعلیرغم نظر تشکیلات

، خود رادر سرشماری ها مسلمان اظهار کنند و راحت

 زندگی کنند.این امر البته در بهائیت سابقه هم دارد و طبق متون بهائی ،

عبدالبها ءدر فلسطین خود رامسلمان جازده و در نماز جمعه مسلمین شرکت

 می کرده و خود را مقید به احکام اسلامی می نمایانده است تا راحت

زندگی کند...این احتمال بعید هم نیست زیرا بهائیان ایران ،خیری از این

 سری دستورات مشکل آفرین بیت العدل ندیده و ترجیح داده اند تظاهر به

بهائیت نداشته باشندتا همچون مسلمین از مواهب اجتماعی بهره مندباشند

و ابزار برنامه های تفرقه انگیز و مشکل زای بیت العدل نگردند...

برگرفته از سایت بهائی پژوهی

|+| نوشته شده توسط بها’الله در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387  |
 

اخیرا سایت خبری تابناک اقدام به انتشار دو نامه حضرت امام خمینی (ره)که تاکنون منتشر نشده است نموده است که ما به درج یکی از این نامه ها که نشانه نگرانی آن حضرت در مورد فرقه بهائیت می باشد می پردازیم  .
خطاب نامه ها به آيت‌الله حاج سيدعبدالعلي آيت‌اللهي، نواده مجتهد بزرگ و برجسته لارستان فارس، مرحوم سيدعبدالحسين لاري است كه بيش از پنجاه سال است رهبري ديني و سياسي خطه لار را بر عهده دارد و محبوب خاص و عام و شيعه و سني اين منطقه ‌است.

تاريخ اين نامه، 21 ربيع الثاني سال 1384 ق است.

اما نامه مهم  كه امام خطاب به ايشان نوشته‌اند، درباره مبارزه با فرقه بهائيت است كه در همه ايران به ويژه منطقه فارس فعال بود.
متن نامه امام كه براي نخستين بار انتشار مي‌يابد، بدين شرح است:
«به عرض عالي مي‌رساند:
مرقوم محترم كه حاكي از سلامت وجود مبارك و مشتمل بر اظهار عواطف و تفقد از حالات اينجا بود، موجب تشكر گرديد. مطالبي را كه مرقوم فرموده بوديد صحيح بود. از توجه جناب‌عالي به مجاري امور متشكر شدم، لكن اينجانب با توجه به اين معاني هرچه براي حل مشكلات قضيه تأمل مي‌كنم، به حل آنها موفق نشده‌ام. شرحي به جناب آقاي آقا مجتبي [موسوی لاری]ـ دامت توفيقاته ـ تذكر دادم كه خدمت جناب مستطاب عالي عرض كنند. اگر به نظر شريف راه‌حلي پيدا شد، مرقوم فرماييد.
يك گرفتاري بسيار بزرگي كه خطر عظيم بنيان‌كن در پيش دارد، العياذ بالله تعالي، قضيه نفوذ فرقه ضاله بهائيت است كه در غالب تشكيلات، علي المحكي و المعروف، نفوذ دارند و روز به روز دامنه‌دارتر مي‌شود و من نمي‌دانم عاقبت كار اينها به كجا ختم مي‌شود و من احتمال مي‌دهم آنها به همين زودي شروع به كار كند، به طور علن و با غفلت مسلمين ايجاد فتنه و خطر عظيم نمايند. پيام‌هاي شديدي اينجانب به اولياي امور در اين امر دادم و از طرف آنها انكار بليغ شده است، لكن اطمينان نمي‌شود پيدا كرد.
حقير در فكر هستم كه بلكه به طوري بتوانيم از توسعه نفوذ آنها بكاهيم تا خداي متعال چه تقدير فرموده باشد.
جناب‌عالي اگر نظري داريد، مرقوم فرماييد متشكر مي‌شوم. »


اين نامه فاقد تاريخ است و منبع هر دو نامه‌ زندگي و مبارزات آيت‌الله حاج سيد عبدالعلي آيت‌اللهي (مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1386) می باشد.

|+| نوشته شده توسط بها’الله در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387  |
 
 

تشکیلات بهائیت به منظور زمینه سازی فرهنگی برای گسترش افکار ضد اسلامی و حذف تدریجی احکام و عقاید اسلامی در جامعه به طور موذیانه ای مبادرت به نفوذ در ارکان فرهنگی جامعه و تسلط بر رسانه های گروهی نموده بود . بدین منظور در آستانه گسترش شبکه تلویزیونی ایران در اواخر دهه 30 شمسی و اوائل دهه 40 که همزمان با گسترش نفوذ امریکائیان و اسرائیلیها در جامعه ایران بود با کمک یکی از سران سرسپرده به صهیونیزم و بهائیت بنام "حبیب ثابت پاسال " که یک یهودی به ظاهر بهائی شده بود ؛ یکی از شبکه های مهم تلویزیون ملی ایران به نام شبکه 3 را در اختیار گرفته بود .

امام خمینی (ره) با درایت و تیز هوشی متوجه این توطئه شده و به کرات در خلال بیانات و حتی نامه نگاریهای حود به این مطالب اشاره نموده و به جامعه ایران و علمای بزرگوار هشدار می دادند. نمونه هائی از این هشدار ها در ذیل آورده شده است:

 

1-سخنرانی مورخ 20 اذر 1341 خطاب به رئیس شهربانی و رئیس ساواک قم:

"……دستگاه تبلیغاتی تلویزیون متعلق به یک دسته اقلیت منفور(بهائیت) است که گویا قرار است  در تمام کشور توسعه پیدا نماید . صاحب آن (حبیب ثابت پاسال) ؛ علاوه بر اینکه اقتصاد مملکت ما را در دست گرفته ؛ کارخانه پپسی کولا یک کانون جاسوسی است. در تلویزیون قصد دارند نمایش زنان سابق و امروزی را در 17 دیماه (سالروز کشف حجاب رضا خانی در سال 1341شمسی )بدهند……خوب است آقایان به ادارات مرکزی خود گزارش دهند که مراسم 17 دی را بیش از آنچه که هست جلوه ندهند و مردمی که اعصابشان تحریک شده ؛ وسیله دستگاه تلویزیون بهائیها تهییج ننماید . دستگاه بهائیت  و کارخانه پپسی کولا؛ دستگاه جاسوسی یهود فلسطین (اسرائیل)است……""

 

2- سخنرانی در جمع روحانیون و طلاب تهران مورخ 8تیر 1343در شهر قم:

"……. من در آخرین جلسه ملاقات دکتر صدر وزیر کشور گفتم :ما کاری به شما نداریم ؛ مشروط برآنکه شما هم کاری به دین ما نداشته باشید. ولی نه ؛ اینها کار دارند. منتها کم کم ؛ امروز بهائیت را در ادارات راه می دهند؛ و با یهودیها ارتباط برقرار می کنند و فردا می گویند اصلا دین باید  از قانون الغا شود…………………"

 

3- سخنرانی مورخ 18 شهریور 1343 بمناسبت آغاز درس حوزه:

"……خدا می داند خیر شما را ما می خواهیم . خوب به ما هم یک دستگاه فرستنده بدهید ؛ اجازه  بدهید مسلمین ؛ خودشان یک دستگاه فرستنده درست کنند. من ضامن می شوم که بر خلاف صلاح شما خیلی نباشد . بله ؛ برخلاف ارباب بزرگها هست و نمی گذارند. نخواهند گذاشت. اینجا باید بدتر از یهودی(ثابت پاسال)تلویزیون داشته باشدو هر طور دلش می خواهد تبلیغات کند لکن تبلیغات ما آزاد نیست. {میگویند}نمی شود ؛ این مرتجعین نباید حرف بزنند. آقا ؛ کجایش ارتجاع است؟………."

 

4- بیانات خطاب به علمای یزد مورخ اردیبهشت 1342:

"……آقایان باید توجه فرمایند که بسیاری از پست های حساس به دست این فرقه(بهائیت) است که حقیقتا عمال اسرائیل هستند……"

 

|+| نوشته شده توسط بها’الله در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387  |
 امام وبهائیت

 

سخنرانی در شهر قم خطاب به علمای یزد در مورخ اردیبهشت 1342:

"…….. از چیزهائی که سوءنیت دولت حاضر (اسدالله علم) را اثبات می کند ؛ تسهیلاتی است که برای مسافرت دو هزار یا بیشتر از فرقه ضاله قائل شده است ؛ و به هریک پانصد دلار ارز داده اند و قریب هزار و دویست تومان تخیف در بایط هواپیما داده اند ؛ به مقصد آنکه آن عده در محفلی که درلندن از آنها تشکیل می شود و صد در صد ضد اسلامی است شرکت کنند . در مقابل برای زیارت حجاج بیت الله الحرام چه مشکلاتی که ایجاد نمی کنند و چه اجحافات و خرج تراشی ها که نمی شود.

آقایان باید توجه فرمایند که بسیاری از پست های حساس به دست این فرقه است که حقیقتاٌ عمال اسرائیل هستند…….."

 

سخنرانی در مسجد اعظم قم – مورخ 12 اردیبهشت 1342:

"….. سکوت؛ امروز سکوت همراهی با دستگاه جبار است . نکنید سکوت. دوهزار بهائی را با پانصد دلار ارز به هریک ؛ و هزارو دویست تومان تخفیف هواپیما ؟!  اینها در روزنامه دنیاست. یک شخصی به من گفت که معا مله ای کرده است شرکت نفت با ثابت پاسال (از سرمایه داران بهائی)و در این معامله تخفیفی داده است که بیست و پنج میلیون تومان در این تخفیف نفع برده است ؛ برای نفع این جمعیتی که فرستادند به لندن بر ضد اسلام . این وضع نفت ما ؛ این وضع ارز مملکت ما ؛ این وضع هواپیمائی ما ؛ این وضع وزیر ما ؛ این وضع همه ما ؛ سکوت کنیم باز ؟ هیچ حرف نزنیم ؟ حرف هم نزنیم ؟ ناله هم نکنیم ؟ خانه هایمان را خراب می کنند آخ هم نگوئیم ؟…...."

 

سخنرانی در جمع علمای همدان در شهر قم- مورخ 16 اردیبهشت 1342

"...... سختگیری کردن و اجحاف نمودن به حجاج بیت الله الحرام ؛ و در مقابل وسائل فراهم نمودن و تسهیل نمودن برای مسافرت جند هزار نفر عمال اسرائیل به لندن برای توطئه بر ضد اسلام ؛ و به آنها اسم مذهب گذاشتن (چنانچه { در } بعضی روزنامه ها { ست }؛ که حتما تحت نظر سازمانهای دولتی و به دیکته آنهاست)یکی دیگر از نمونه های انحراف دستگاه جباراست . تخفیف در کرایه طیاره و به هر مسافری از فرقه ضاله پانصد دلار ارز دادن نمونه دیگری است......"

 

نامه خطاب به سید کاظم شاهنگیان- مورخ 20 اردیبهشت 1342

"....لازم است جنابعالی متوجه باشید که اعمال ضد اسلامی دولت حاضر؛ خطر را نزدیک نموده است : اخیراٌ به دوهزار بهائی تذکره داده اند و به لندن رفتند و برای شرکت و به هریک پانصد دلار ارز و هزار و دویست تومان تخفیف در بلیط دادند. خدا می داند این مجلس ملعون چه مفاسدی برای اسلام و مذهب در بردارد. مردم را آگاه فرمائید. به علمای اعلام تذکر دهید و برای این امور فکری کنند......."

 

سخنرانی در جمع روحانیون و مردم همدان در شهر قم –مورخ 23 اردیبهشت 1342

"......من از محبت شما متشکرم . سلام مرا به مردم و روحانیون همدان برسانید و بگوئید:دین شما در معرض مخاطره و هجوم قرار گرفته است . دولت شما به دوهزار بهائی ؛ هریک پانصد دلار کرایه طیاره داده که به لندن بروند ؛ جمع شوند و علیه قرآن و پیغمبر شما تصمیم بگیرند . دولت شما در یک معامله فروش روغن و مواد نفتی از شرکت نفت به ثابت پاسال (سرمایه دار بهائی) ؛ پنج میلیون تومان استفاده رسانیده است که با این پول ؛ مخارج اعزام بهائیا به لندن و تبلیغات بهائی تامین بشود. به مردم بگوئید از مالیاتی که دولت شما از شما مسلمانها می گیرد ؛ این مخارج را میکند .........."

 

نامه خطاب به آیت الله سید هادی میلانی- مورخ 31اردیبهشت 1342

".....به عرض عالی می رساند..... همان نقشه شیطانی است برای تشکیل محفل ضد اسلامی در لندن به دست دولت خائن و دستگاه جبار و با دسترنج ملت فقیر مسلمان دو هزار نفر یا به قولی پنج هزار نفر از فرقه ضاله دست نشانده اسرائیل را با تشریفات و تسهیلات و تخفیف در بلیط و به هریک پانصد دلار ارز به محفل ضد اسلامی لندن اعزام می کند تا شرکت کنند در افکار ضد اسلامی و وطنی........

 

|+| نوشته شده توسط بها’الله در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387  |
 
در اين مجال قصد داريم شما را با گوشه هاي هايي از احكام سراسر نوراني باب آشنا نمائيم و قضاوت را مي گذاريم با شما صاحبان عقل و خرد ، نظاره كنيد احكام قرن اتم را و به حق پي برديم نقص اسلام را و چه لازم بود بعد از 1400 سال دين جديدي بيايد . وا اسفا از اين اغنام ساده لوح ،‏كه دم از تحري حقيقت مي زنند و حاضر به پذيرش حقيقت بهائيت كه در ناحقي آن خلاصه مي شود نيستند .  

                                   تو خود حديث


                                             مفصل بخوان


                                                           از اين مجمل


 


1- از نظر باب درس خواندن و درس دادن در هر رشته و علمي تحريم گرديده، مگر آنچه خود باب نوشته يا در ترويج امر بابيت بنويسند.


 « لا يجوز التدريس في کتب غير البيان » «  بيان فارسي صفحه ي 130»


  2- باب در رديف تحريم مسکرات و افيون، استعمال دارو را نيز حرام کرده است.


 « الباب الثامن من الواحد التاسع في حرمة الترياق  »


« والمسکرات و الدواء مطلقاً ملخص اينباب آنکه کل شئون دون »


« حب ازدون حق بوده و هست و کل شئون حب از حق بوده و هست »


« و نهي شده از مسکرات و آنچه حکم دواء بر او ذکر شده »


 و اين حکم را در بيان عربي به اين صورت آورده :


                                                 « انتم الدواء ثم المسکرات و نوعها لا تملکون » « بيان عربي صفحه ي42 »


  3ـ‏ در احكام باب خريد و فروش صادرات خراسان حرام است 


« و نهي شده از تنباکو و اشباه آن و آنچه که از سمت خراسان حمل ميشود. » « بيان فارسي صفحه ي 322 »



4- باب تجويز ميکند که اگر کسي نتوانست همسر خود را باردار کند اذن دهد که از ديگري باردار شود ، مشروط به آنکه شخص ثالث ايمان به باب داشته باشد !!!


« الباب الخامس والعشر من الواحد الثامن »


« في ان فرض لکل احد »


« ان يتاهل ليبقي عنها من نفس يوحد الله ربها ولابد »


« ان يجتهد في ذلک و ان يظهر من احد هما ما يمنعهما عن »


« ذلک حل علي کل واحد باذن دونه لان يظهر عند الثمرة »


« و لا يجوز الاقتران لمن لايدخل في الدين »  « بيان فارسي صفحه ي 298 »   


 5- بايد بدستور باب کليه ي کتب علمي جهان در هر رشته بکلي از بين برده شود ، جز کتبي که در ترويج امر او بنويسند .


« الباب السادس من واحد السادس في حکم محو کل الکتب الا »


« ماانشئت او تنشي في ذلک الامر »  « بيان فارسي صفحه ي 198 »


  6- باب دستور ميدهد که هرگاه از پيروان او کسي بسلطنت رسيد ، احدي را غير از مؤمنين به او روي زمين نگذارند .


« الباب السادس و العشر من الواحد السابع في ان الله قد فرض »


« علي کل ملک يبعث في دين البيان ان لايجعل احد  »


« علي ارضه ممن لم يدن بذلک الدين و کذلک فرض علي الناس »


« کلهم اجمعون » « بيان فارسي صفحه ي 262 »  



7- سوار گاو نشويد و شير خر نخوريد !!!!


« و انما الخامس من بعد العشر لاترکبن البقر و لاتحملن عليه »


« من شيئي ان انتم بالله و آياته مومنون ، و لاتشربن لبن »


« الحمير ... الخ » « بيان عربي صفحه ي 49 »  


 8- بدون رکاب و لگام بر حيوانات سوار نشويد !!!


« و لا ترکبن الحيوان الا و انتم باللجام و الرکاب لترکبون » « بيان عربي صفحه ي 49 » 


  9- تخم مرغ را قبل از پختن بجائي نزنيد مي شکند و ضايع مي شويد . !!!!


« و لاتضربن البيضه علي شيئي يضيع مافيه قبل ان يطبخ »


ما تخم مرغ را رزق نقطه ي اولي ( علي محمد باب ) قرار داديم ، شايد شما شکرگزاري کنيد !!!!


« هذا ما قد جعل الله رزق نقطه الاولي في ايام القيامه »


« من عنده لعلکم تشکرون »

 

10- استمناء در شريعت باب جايز است .


 

« و قد عفي عنکم ما تشهدون في الرويا او انتم بانفسکم »


 

« عن انفسکم تستمنيون » « بيان عربي صفحه ي 35 »


 

عفو شد از شما آنچه که در خواب مي بينيد و همچنين عفو شد که شما بوسيله خودتان از خودتان مني بگيريد . 


 

11- کودکان را روي صندلي يا کرسي يا تخت بنشانيد که از عمرشان حساب نشود و بهر چه خشنود شوند آزادشان گذاريد و به آنها خط شکسته بياموزيد .


 

« و لتستقرن الصبايا علي سرير اوعرش او کرسي فان »


 

« ذلک لم يحسب من عمر هم و لتاذنن لهم بما هم يفرحون »


 

« و لتعلمن خط الشکسته  » « بيان عربي صفحه ي 26 »


 

12- بدستور باب هر شخص بابي حق ندارد بيش از 19 جلد کتاب داشته باشد ، و اگر تخلف ورزيد 19 مثقال طلا جريمه بايد بدهد .


 

« نهي عنکم في البيان ان لا تملکن فوق عدد الواحد من کتاب »


 

« و ان تملکتم فليلزمنکم تسعه عشر مثقالا من ذهب حداً في »


 

« کتاب الله لعلکم تتقون »


 

13- باب دستور ميدهد تمام آثار او را مالک شوند ولواينکه چاپي باشد .


 

« ثم العاشر اذا استطعتم کل آثار النقطه تملکون و لو کان چاپا »  « بيان عربي صفحه ي 42 »


 

به كلمه چاپا توجه كنيد شما بگوئيد كه يك انسان بايد  چقدر بي سواد باشد كه نداند در عربي چهار حرف ( پ ـ ژ ـ گ ـ چ  ) نداريم و البته كم نيستند از اين مدل گاف ها در ادبيات بابي و بهائي . 


 


 

14- باب خريد و فروش عناصر اربعه و بتعبير خودش « عناصر الرباع » را تحريم کرده است !!!!


 

« ثم الحادي من بعد العشر لا تبيعون عناصر الرباع و لا تشترون » « بيان عربي صفحه ي 43 »


 

15- باب دستور ميدهد اموال و هرچه را که منسوب بغير مومنين به اوست ، در هر کجا قدرت دارند مصادره کنند .


 

« ثم الخامس فلتاخذن من لم يدخل في البيان ما ينسب اليهم »


 

« ثم ان آمنو التردون الا في الارض التي انتم عليها لا تقدرون »  « بيان عربي صفحه ي 18 »


 

16- باب دستور ميدهد که از مدفوع حيوانات پرهيز نکنيد .


 

« ثم السابع من بعد العشر ما يخرج من الحيوان فلاتحذرن » « بيان عربي صفحه ي 28 »


 

17- باب دستور ميدهد از سگ و غير آن پرهيز نکنيد .


 

« قل الاول فلا تحترزن عن الکلب و غيره » « بيان عربي صفحه ي 44 » 


 

18- در شريعت باب واجب است که هر نفسي براي وارثان خود نوزده ورق کاغذ سفيد لطيف ارث باقي گذارد !!!


 

« الباب الثاني من الواحد الثامن يجب علي کل نفس ان يورث »


 

« لوارثه تسعه عشر اوراقا من القرطاس اللطيفه »  « بيان فارسي صفحه ي 274 »


 

19- باب دستور ميدهد که بندگان خدا در هر آبادي « بيت حر » بسازند . شايان ذكر الست اگر توضيح خود او در سطور بعد نباشد (در کتاب بيان ) به هيچ وجه فهميده نميشود منظور از « بيت حر » ( خانه گرم ) حمام است .


 

« الباب الثالث من الواحد السادس في ان الله قد حکم بان ينبو اعباده في کل قريه من بيت حر »


 

20- در آئين باب تزويج دو خواهر در يک زمان و ازدواج خواهر و برادر جايز است و در کتاب « هشت بهشت » که در آئين باب و تاريخ بابيه نوشته شده در صفحه 189 سطر دوم و سوم مينويسد :


 

« ششم – ( از احکام نکاح ) اينکه جمع مابين اختين در شريعت بيان جائز است .»


 

« هفتم – نکاح اخت ( خواهر ) مادام که برادر او از هنگام ولادت رويت نکرده باشد جائز است .» 


 

  

|+| نوشته شده توسط بها’الله در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387  |
 مقایسه ایقان با قرآن
مقایسه ایقان با قرآن!سر انجام آخرین تیر ترکش دوستان بهائی رها شد:اگر ایقان اغلاط

بیشمار دارد امر تازه ای نیست در قرآن هم غلط ادبی وجود دارد!این سخن آن چنان مرا

دچار شعف نمود که گفتنی نیست زیرا انتظار آن را داشتم بالاخره اولیای امر بهائی بعد از

9 قسمت بحث تحلیلی در مورد ایقان ونقد ادبی و محتوائی پشتبر پشت هم نهند و

دلیلی اقامه کنند و اینجا بنگارند و به نوعی جوانان بهائی را بگویند ماجواب دندان شکن

دادیم و گفتیم اگر کسی مدعی اغلاط بیشمار ادبی و محتوائی ایقانشود ما هم می

گوئیم در قرآن هم غلط ادبی وجود دارد .غافل از آنکه نفس این ادعا خود دلیل دیگری بر

صحت سخنان ما و برهنگی برهانی وسخافت بیانی و بیسوادی ادبی مدافعان ایقان و

مدعیان وجود غلط در قرآن است.اما بسط سخن:فرهیختگان می دانند که پیدایش دستور

زبان متاءخر از زبان است. به دیگر بیان مردم نخست با یکدیگر سخن گفته اند وارتباط بیانی

پیدا کرده اند و مدتها بعد دانشمندان ادب از روی آن مکالمات ،قواعد دستور زبانی را

استخراج کرده و بر آن منهج باید ها و نباید های زبانی راتدوین نموده اند نه آنکه اول

دستور زبان پدید آمده باشد و سپس مردم بر اساس آن قوانین وقواعد زبانی سخن گفته

باشند.آنانکه با زبان عربی آشنایند می دانند مبنای تدوین قواعد زبان عربی ،کتاب "قرآن

کریم "است و قواعد زبان عربی از روی قرآن کریم تدوین شده و قبل از قرآن هیچگونه

دستور زبانیی وجودنداشته است که کسی ادعا کند بر اساس آن قواعد در قرآن غلط

ادبی وجود دارد!مدعی این سخن بیسوادی و کم مایگی یا بی مایگی خود از دانش تاریخ

ادبیات عرب رانشان می دهد و این همان چیزی بود که من انتظار آن را داشتم و بالاخره

جامعه بهائی خودرا وارد این چالش نمود و نشان داد در دانش ادبیات یک فرد وارد در ادبیات

عرب وجود ندارد وشاید هم همین عدم ورود در ادبیات است که آنهارا شیفته متن ایقان

کرده که گمان نموده اند نویسنده ایقان بهره وافری از ادب فارسی و عربی دارد غافل از

آنکه بعضی محققین فقط154 غلط ادبی از آن نشان داده اند غلط های محتوائی که جای

خود دارد.بنا بر این هیچکس نمیتواند ادعا کند که در قرآن غلط ادبی وجود دارد قواعد

صحیح و غلط ازروی خود قرآن و سخن افصح عرب (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که

فرمودند منم افصح عرب) ساخته شده است.پدید آورنده دستور زبان خود حضرت علی

علیه السلام است آنجاکه به ابوالاسود دوئلی فرمود بنویس (کل فاعل مرفوع و کل

مفعول منصوب و کل مضاف الیه مجرور)و علی علیه السلام شاگرد قرآن است و آنچه دارد

از قرآن است.آنکه می خواهدمدعی وجود غلط در قرآن باشدآن غلط را باید از قواعدی در

آورد که خود آن قواعد بر اساس قرآن تنظیم شده و این ممکن نیست .اگر هم کسی

چنین ادعائی کند نهایت بی خبری خودرا از تاریخ ادب عرب نشان داده است.حال اگر در

جامعه بهائی چنین فردی وجو دارد دانش خود را بنماید!

|+| نوشته شده توسط بها’الله در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387  |
 توبه نامه باب
توبه نامه باب

توبه نامه سید باب بخط خود او که در کتاب " کشف الغطاء " تالیف " ابولفضل گاپایگانی " مبلغ مشهور بهائی ذکر گردیده و نسخه ی اصل آن جزو اسناد مجلس شورایملی مظبوط است .

 

 

 

 

متن توبه نامه

 

فداک روحی الحمدالله کما هواهله و مستحقه که ظهورات فضل و رحمت خود را در هر حال بر کافه عباد خود شامل گردانیده بحمدالله ثم حمداًله که مثل آن حضرت را ینبوع رأفت و رحمت خود فرموده که به ظهور عطوفتش عفو از بندگان و تستر بر مجروحان و ترحم  بر یاغیان فرموده شهدالله من عنده که این بنده ضعیف را قصدی نیست که خلاف رضای خداوند عالم و اهل ولایت او باشد اگر چه به نفسه وجودم ذنب صرف است ولی قلبم موفق بتوحید خداوند جل ذکره و نبوت رسول او و ولایت اهل ولایت او است و لسانم مقر بر کل مانزل من عندالله است امید رحمت او را دارم و مطلقاً خلاف رضای حق را نخواسته ام  و اگر کلماتی که خلاف رضای او بوده از قلم جاری شده غرضم عصیان نبوده و در هر حال مستغفر و تائبم حضرت او را و این بنده را مطلق علمی نیست که منوط به ادعائی باشد استغفرالله ربی و اتوب الیه من ان ینسب الی امرو بعضی مناجات و کلمات که از لسان جاری شده دلیلش بر هیچ امری نیست و مدعی نیابت خاصه حضرت حجة الله علیه السلام را محض ادعای مبطل و این بنده را چنین ادعائی نبوده و نه ادعای دیگر مستدعی از الطاف حضرت شاهنشاهی و آن حضرت چنان است که این دعاگو را به الطاف و عنایات بساط رأفت و رحمت خود سرافراز فرمایند والسلام .   

 

|+| نوشته شده توسط بها’الله در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387  |
 اخبار ومقالات در مطبوعات
اخبار ومقالات در مطبوعات

|+| نوشته شده توسط بها’الله در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  |
 سرخوردگان و پشیمانان از فرقه ی بهائیت
http://www.formerbahai.blogfa.comسرخوردگان و پشیمانان

 

|+| نوشته شده توسط بها’الله در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  |
 
 

تشکيلات بهايي، مفتش بزرگ

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بها’الله در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  |
 کتاب
Pdf کتاب سايه شوم

Pdf کتاب مسلخ عشق

Pdf کتاب نامه اي براي برادرم

Pdf کتاب چرا مسلمان شدم

Pdf بهائيت در ايران

Pdf تاريخ جامع بهائيت (تاريخچه)

Pdf تاريخ جامع بهائيت (پيدايش باب - حوادث و وقايع باب و بابيگري )

Pdf تاريخ جامع بهائيت (وقايع بعد از کشته شدن باب)

Pdf تاريخ جامع بهائيت (حمايت دولت انگلستان و آغاز بهائيت)

Pdf تاريخ جامع بهائيت (گفتار باب و بهاء - پيوند بهائيت با يهود و صهيونيسم)

Pdf تاريخ جامع بهائيت (حمايت صهيونيسم براي پايه گذاري تشکيلات بهائيت در دل اسرائيل)

Pdf تاريخ جامع بهائيت (بزرگترين مرکز فعاليت بهائيت و نوماسوني)

Pdf بهائيت دين نيست

Pdf را هنماي دين در دفع شب هاي مبطلين

Pdf کتاب خانم مهناز آيتي

Pdf اصول دوازده گانه بهائيت

Pdf تبارشناسي بهائيت

Pdf تاريخ تحليل پيدايش بابيه و بهائيه(چگونگي پيدايش فرقه بابيه و بهائيه)

Pdf ازليه

Pdf بابيه

Pdf بهائيه بخش اول

Pdf بهائيه بخش دوم

Pdf شيخيه

Pdf کشف الحيل 1

Pdf کشف الحيل 2

Pdf کشف الحيل 3

Pdf خاطرات زندگي صبحي و تاريخ :بابيگري و بهائيگري

Pdf نشريه زمانه

Pdf تاريخچه پيدايش باب و بهائيت (قسمت اول)

Pdf تاريخچه پيدايش باب و بهائيت (قسمت دوم)

Pdf تاريخچه پيدايش باب و بهائيت (قسمت سوم)

|+| نوشته شده توسط بها’الله در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  |
  بدو بدو کاریکاتو ر بدو بدو کاریکاتور بدو بدو کاریکاتور

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بها’الله در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387  |
 
جُستارهايي از تاريخ بهائي گري در ايران ۱

جُستارهايي از تاريخ بهائي گري در ايران


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بها’الله در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387  |
 

در بهائيت چون و چرا نيست

پس از انتشار خاطرات خانم مهناز رئوفي  زن نجات يافته از بهائيت در پا ورقي نيمه پنهان روزنامه کيهان اين اقدام مورد توجه خاص خوانندگان روزنامه قرار گرفت و کتاب خاطرات مذکور با عنوان سايه شوم در مدت چند ماه شش نوبت به چاپ رسيد ، به طوري که هنوز علاقمندان زيادي با خواندن آن کتاب در تماس با روزنامه رضايت خود را از اين اقدام ابراز مي نمايند .

همچنين چند تن ديگر از بهائيان مسلمان شده در تماس با روزنامه آمادي خود جهت انجام گفتگو و روشنگري پيرامون ماهيت اين فرقه را اعلام نمودند .


در اين ميان آقاي بهزاد جهانگيري يکي ديگر از بهائيان که از دام اين فرقه نجات يافته ضمن اعلام آمادگي جهت چاپ خاطراتش دعوت ما را براي مصاحبه پذيرا شدند ، مصاحبه حاضر که در مهر ماه سال گذشته انجام گرفت حاوي نکات جالب و ارزنده ديگري است که توجه خوانندگان روزنامه را به خواندن آن دعوت مي نماييم .در يايان از خوانندگان محترم پايگاه اينترنتي بهائيت در ايران جهت مشارکت و غنا بخشيدن به اين سلسله مطالب دعوت مي کنيم تا با ارسال پيشنهاد و نظرات خود به ايميل هاي موجود در سايت ما را در ادامه اين راه ياري فرمايند .

                                                                                                                         

 

مصاحبه بابهزادجهانگيري

                                 

 قسمت اول : در بهائيت چون و چرا نيست                    

   قسمت دوم : بهائيت اسارتگاه روح           

قسمت سوم : پيوند يهود و بهائيت          

قسمت چهارم : لايه هاي پنهان جاسوسي در بهائيت               

قسمت پنجم : خبر چيني بهائيان براي بيگانگان

قسمت ششم : داستان ازدواج هاي تشکيلاتي در بهائيت

قسمت هفتم : تشکيلات بهائيت قبل از انقلاب

قسمت هشتم : آزادي از قفس بهائيت

قسمت نهم : لزوم روشنگري درباره بهائيت

قسمت دهم : بهائيت ، يک قبيله بزرگ

قسمت يازده ( قسمت آخر ) : مذهبي که از خود هيچ ندارد

|+| نوشته شده توسط بها’الله در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387  |
 
بهاییت واسرائیل
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بها’الله در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387  |
 
پایگاه‌های نفوذ صهیونیسم در ایران عصر پهلوی

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بها’الله در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387  |
 ترفند بهاییت برای جذب جوانان پسر و دختر

 

گروه یادشده با این ترفند به ترويج انديشه هاي بهايي نیز مي پردازند و تا كنون در نقاط مختلف تهران جذب هایی نیز از بین دانش آموزان دبيرستان هاي دخترانه و پسرانه داشته اند.
افراد گروهي كه خود را "كنيا" مي نامند، موظف شده اند تا با اهداي هدايا و بعضاً كمك هاي نقدي به جوانان دختر و پسر، آنان را جذب محافل پنهاني خود كنند.

بر پايه اين گزارش، گروه یادشده با این ترفند به ترويج انديشه هاي بهايي نیز مي پردازند و تا كنون در نقاط مختلف تهران جذب هایی نیز از بین دانش آموزان دبيرستان هاي دخترانه و پسرانه داشته اند.

در ماه هاي اخير جريان بهائيت در برخي از نقاط تهران و برخي از شهرهاي شمال غربي و مركزي ايران فعاليت خود را تشديد كرده است.

چندي پيش نیز خبري مبني بر فروش سي دي هاي آموزشي اين گروه در سيستان و بلوچستان منتشر شد كه در

قالب آموزش، شيعه را نيز تكفير مي كرد.


 
|+| نوشته شده توسط بها’الله در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387  |
 
 
بالا